تبليغاتX
در انتظار...


در انتظار...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

سلام خوبید دوستای گلم؟

من هنوز اساس کشیمون تموم نشده الانم خونه خالم موندم.

به درسای دانشگاهمم نمیرسم چه برسه به وبلاگ و کافی نت ولی به خدا فراموشتون نکردما همیشه سراغتونو از داداشم میگیرم.

اون مادر.........خواهر مادرتو کردم تو..........همه مردم پدرتو در میارم دهاتی اسکل میام ............. میدم کثافت اشغال.......... بچه ها به خدا من بی ادس نیستما مجبورم کرده پسره ی.............. منتظر نظرای جسگولتون هستم باییییییییییییییییییییییییییییی


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: جمعه پانزدهم آبان 1388 در ساعت: 22:0
|+|

سلام سلام سلام خوبید؟

ببخشید انقدر درگیر اساس کشی و دانشگاه و درسم که نمیرسم به خدا بیام تازه تلفن هم هنوز ندارم اما داداشیم زحمتشو میکشه میاد بهم میگه چه خبره اخه رمز وبمو فقط داداشم داره...............

فرناز جون قول میدم اساس کشیمون تموم شد جبران کنم دوست بسرات بمیرن چرا تو گلم؟زبونتو گاز بگیر عخشم...

راستی اون مادر..........عوضی هم جنس بازم خودم میدونم کیه که داداشم ادبش کرد در ضمن این اطلاعات ضایع تورو همه میدونن ....

داداشم اب خوردن منم میدونه چه برسه به اینا اسکل قورباغه...

دوستون دارم بیشم بیاید منتظرتونم

فعلا باییییییییییییییییییییییی کاری داشتید به داداشم بگید.


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: شنبه دوم آبان 1388 در ساعت: 15:22
|+|

سلام سلام سلام خوبید؟

ببخشید عجله دارم نمیتونم زیاد وراجی کنم فقط واسه هیچ کس وقت کامنت گذاشتن نداشتم خواستم نگید بی ادبم همین جا از همتون تشکر میکنم.

در ضمن به خدا من خرخون نیستم داداش محمد میدونه همه موندن من چه جوری قبول شدم.

اما مهم اینه که شدم.

فدای همتون فعلا باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای...


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: دوشنبه ششم مهر 1388 در ساعت: 13:20
|+|

سلام سلام سلام خوبید؟

من اومدم با کلی خبر...............................

من دانشگاه ورامین رشته ی مهندسی معماری بالاخره قبول شدم.

دارم از ذوق میمیرم.............................

راستی من هنوز به نت قطعم به خدا اصلا وقت کافی نت رفتن ندارم الانم خونه خالمم با رایانه بسر خالم اومدم بگم به یادتونم الانم بیشم نشسته موسشم خرابه بدرم در میاد باهاش کار میکنم.

دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستون دارم چاکر همتون دربست فعلا بایییییییییییییییییییییییییییییییییییی ...


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 در ساعت: 21:13
|+|

سلام سلام سلام

مرسی از نظرات و دعاهاتون داداشم شکر خدا حالش بهتره.

منم بد نیستم تو بارک هفته بیش دعوام شد یه بسره مزاحم من و دوستم شد منم قاطی کردم زدم تو گوشش فرار کرد دوستاش مسخرش کردن برگشت بی هوا مشت زد ÷یشونیم منم ناخنم بلند بود کردم تو گردنش خون اومد خلاصه دعوا بودشا کلمم باد کرده.

ببخشید اگه دیر جوب نظراتوهنو میدم میدونید که قطعم.

بازم منتظرتونم بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای.


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: یکشنبه هجدهم مرداد 1388 در ساعت: 13:26
|+|

سلام سلام سلام خوبید؟ببخشید احوال برسی نمیکنم زیاد چون عصبانیم و ناراحت.............

ببین داداش اگه جرات داری ادرستو بذار بیام ادبت کنم در ضمن هر وقت داداش محمدم بگه من وبمو جم میکنم نه تو بگی فنچول جون همه اینایی که میگم هستم همه میگن کوچولو.

یه مشکل بزرگ داداشم مریضه دارم دق میکنم انقدر گریه کردم احسانو دیوونه کردم تورا خدا واسش دعا کنید اگه منو دوست دارید واسه داداشم دعا کنید تا منم دق نکنم بمیرم..................

اخه داداشم واسم از نفسمم مهمتره تورا خدا دعا یادتون نره..................


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 در ساعت: 12:11
|+|

تولد تولد تولدش مبارک

سلام سلام سلام خوبید؟امروز 7 تیر یه روز قشنگه روزیه کهجامعه ی وبلاگ و وبلاگ نویسی بهش افتخار میکنن.

.

.

.

روز ورود ملوس ترین خوشگل ترین و باحال ترین دختر دنیا به دنیای اینترنته.

تا کادو نیارید از کیک میکم خبر ی نیست.

میخوام یه چیزایی بگم اگه دوسم دارید بخونی که تابلو دارید وگرنه اینجا نبودید.

بارسال اولین بستمو که گذاشتم همون شب علی اقا دوست احمد رضا واسم نظر گذاشت انقدر ذوق کردم که نگو ابجی مهسام گفت نذاشتن بیا چه تحویلی گرفتنش خلاصه کلی بهم حال داد بهدشم  داداش محمدم که از همه بیشتر باهاش در ارتباطم و جونم به جونشه اومد.

من تو این 1سال با خیلی از بسرای نت دوست شدم و طبق معمول تا اشقم شدن ولشون کردم جز امیر حسیطن که دوسش داشتم ولی فقط دوسش داتم اما محال بود باهاش ازدواج کنم اونم با اون شرایط مسخره واسه یه دختر ناز برورده اما چون دوسش داشتم بهش نمیگفتم که ناراحت بشه اما تنها دروغی که گفتم این بد فط با اونم اما با سامانم همزمان بودم که اخرش بهش گفتم باورش نشد.

حلالم کنید توراخدا مخصوصااحمد رضا و محمد مخصوصا محمد به خدا غلط کردم محمد ببخش منو همین بهخ خدا تو خوب بودی باک بودی من عوضی و نفهم بودم همیشه عذاب وجدان نفهمیدنتو دارم همیشه عسیزم همیشه...

راستی من هیچ وقت وبلاگمو ترک نمیکنم جونم به وبلاگم بستس.

کادو اوردید کیک میذارم واستون کادو هم فقط بوس و گل همین البته ویلا شمال هم قبوله چون شمایید دیگه.

دوستون دارم خیلی ببخشید دعوتتون نکردم کافی نتم خونه را بیچوندم دیرمم میشه دل دردم دارم میمیرم رزیمم هیچی نخوزدم حالم بده شرمنده.


نويسنده: دنیا جووووووووووووووووووووووووووووووووون مورخ: چهارشنبه دهم تیر 1388 در ساعت: 12:44
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod