سلام . من یه دختر کوچولو فشن پسر ضایع کنه 18 ساله خفنم که اگه به حساب خود خواهیم نذارید کشته مرده زیاد دادم که یه ابجی 10 ساله شیطون و فضول و دیوونه کننده و خطر ناک با کمربند ابی کاراته سبک کان زن ریو دارم.رشتم هم معماریه وبچه تهرانم. از همه چیز هم بیشتر به ارگ و شعر علاقه دارم. یه چیزایی هم بلدم. در ضمن عاشق عمو کوچولوم که 26 سالشه و ارم پلی بوی با اون که میدونم چه معنیه زشتی داره ولی خوب هستم دیگه... منتظر نظرای توپتون هستم فعلا با بای...
این شعرهایی که میذارم سروده خودمه اگه خوشتون اومد حتما بهم بگید که شاید به خودم امیدوار شدم و به کارم ادامه دادم. راستی من این شعرها را تو دو تا شب شعر خواندم و اگر به حساب تعریف از خودم نذارید نسبت به سنم گفتنن خوبه.
انقدر دوستون دارم که فکرشم نمیکنید فعلا دوستای گلم
نمیدانم چرا با ان که هر شب بی قرارم
ولی بازم رو عشقت موندگارم
نمیدانم چرا با ان که از تو خیلی دورم
ولی بازم همیشه بی تو سوت و کورم
نمیدانم چرا با ان که شب و روزم پر از ناله و درده
ولی وجودم بدون تو سرده سرده
نمیدانم چرا با ان که از تو خیلی دلگیرم
ولی بازم بدون تو میمیرم
نمیدانم چرا با ان که محرومم ز چشمات
ولی بازم منم همون دیوونه ی نگات
نمبدانم چرا با ان که با تو بهار پر دردم
ولی باز بدون تو همون زموستون بی پایان و سردم
من غریبه ی دیروز و اشنای امروزم
من اسمون بی ستاره ی پارسال و ستاره ی امسالم
من زاده ی غربت قبل و بزرگ شده ی عشق حالم
من برگ زردی از دیار عاشقان گذشته و برگ سبزی از این دیارم
من دیوانه ای از اسمان هفتم و شفا یافته ای از اسمان اولم
من همان دختر شاه پریون قصه های قدیم و پرنسس کارتون های جدیدم
من انم که از دنیای روزهای بهاری امدم و به روز های پاییزی عشق قدم نهادم
سلام بچه ها خوبید؟هر چند خوبم نباشید میشید چون تو وب منید...
امروز چند تا عکس از عشقم واستون گذاشتم که نریمانم خودشو چسبونده به مهدی من که مجبوری به خاطر مهدی گذاشتم شرمنده تو را خدا ها ببخشید...خدا کنه خوشتون بیاد.